سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
79
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
چهار خليفهء اول به عنوان خلفاى راشدين در جماعت ، استحكام يافته بود ( اصطلاح انگليسى « ارتدوكسى » كه معمولا براى هسته مركزى مسلمانان به كار مىرود در متن اسلامى آن نه تنها نادرست بلكه گمراهكننده نيز هست . بنابراين ما اصطلاح عربى « جماعت » را بجاى اين مفهوم غربى ارتدوكسى به كار خواهيم برد . ) طبيعتا ، هر كوششى به منظور نمايش حد اكثر موافقت ، حد اقل ، بين على ( ع ) و ابو بكر و عمر صورت مىگرفت . گرايشى به خارج ساختن عثمان در موضوعات مذهبى و سياسى وجود دارد . گرچه با وجود اين كوششهايى به عمل آمده است كه از موضع عثمان ، با انتقاد و سرزنش از منشى بدنامش « مروان » دفاع كنند . از طرف ديگر مآخذ شيعه نظر افراطى و كاملا متفاوت از عدم موافقت على ( ع ) را نه فقط با عثمان بلكه با ابو بكر و عمر تقريبا در همهء موضوعات اعم از سياسى و مذهبى را ارائه مىدهند . اجمالا از بررسى مدارك چنين نتيجه مىشود كه بر طبق مآخذ اهل تسنن على ( ع ) مشاور عاليقدر ، والامقام و ارزشمند خلفاى قبل از خود بود . بنابر مآخذ شيعيان او شخصى بود كه عشق قهرمانانه و احساس جانبازيش در راه عقيده و ناديده انگاشتن آلام و دردها و شكايات شخصى ، آنجا كه حساب حفظ و نگهدارى عقيده در كار است ، به روى تسلّط داشت . خلفا را از ارتكاب اشتباهات و خطاهاى جدى كه اغلب مهيّا و مستعد انجام آن بودند ، حفظ مىكرد و اگر چنين اقدام نمىنمود بمنزلهء خودكشى اسلام و آئين و دستورات آن به حساب مىآمد . از اينروست كه اغلب نقل مىشود كه عمر بارها گفته است : « اگر على ( ع ) نمىبود عمر هلاك شده بود » . توجه به اين مطلب بسيار جالب است كه اين جمله را برخى از نويسندگان متقدّم سنى هم گزارش كردهاند . ( 4 ) صرفنظر از بعضى نقاط اختلاف بين على ( ع ) و دو رقيب موفّقش كه در مورد آن شهود متفق القول تاريخى وجود دارند ، همچنانكه در ذيل خاطرنشان خواهيم كرد ، تعيين ميزان صحّت و دقّت اين متون و روايات احتمالا از دسترس ما خارج است . در عين حال آنچنان كه وكسيا و گليرى ) VecciaVaglieri ( بيان مىكند و به نظر مىرسد كه حقيقت امر چنين باشد كه : « على ( ع ) در شوراى خلفا قرار داشت ولى گرچه احتمالا ، بخاطر اطلاعات و